مرتضی ادب

 

مردم ما حق دارند بدانند که نظام تصمیم گیری برای مواجهه با شرایطی که احتمال وقوع آن بسیار زیاد است و زندگی آن ها را کاملا تحت تاثیر قرار می دهد، چه برنامه ای دارد.

 

 

 

 

 

 

 

اگر نظام تصمیم گیری برای شرایط دشوار پیش رو، سندی در دست تهیه دارد، لازم است به جامعه اعلام کند که چگونه قرار است از چنین شرایط مهلکی خارج شویم.

 

برای دولت، اصلاحات اقتصادی فی نفسه ارزش نیست و قرار هم نیست این اصلاحات به هر قیمتی انجام شود.

 

به عبارت دیگر نمی توان و نمی بایست به آسیب های کوتاه مدت آن بر زندگی و معیشت مردم بی توجه بود.

 

پزشکیان با بیان اینکه «اصلاح وضعیت نامساعد اقتصادی فعلی، به هیچ وجه آسان نیست» می گوید: «امروز با ناترازی هایی در عرصه تامین برق و گاز مواجهیم؛ بایستی برای اصلاح بسترهای ایجاد این ناترازی ها تلاش کنیم، اما اگر اقدامی برای حمایت از برخی قشرها که در برابر اجرای این اصلاحات آسیب پذیر هستند، نکنیم، امکان پیشبرد و موفقیت این اصلاحات وجود ندارد.»

 

بحران های گوناگونی که در عرصه های روابط خارجی، اقتصاد و چالش های اجتماعی ذکر شد، در کنار یکدیگر، کشور را در موقعیتی خطیر قرار داده است.

 

ماه های پیش رو و سال آینده می تواند گردنه ای پرپیچ و صعب العبور برای ایران عزیز باشد.

 

خطا در تشخیص موقعیت می تواند هزینه های جبران ناپذیر تاریخی ایجاد کند.

 

عبور از این گردنه، نیازمند تحلیلی واحد و عزمی یکپارچه در کل نظام تصمیم گیری کشور در گذر با حداقل هزینه از آن است.

 

جتماعی هم معمولا در جایی به بحث گذاشته نمی شود.

 

جزایر مسائل سیاسی-امنیتی و اقتصادی نه تنها از هم جدایند، بلکه دارای رابطه سلسله مراتبی هم با یکدیگر هستند.

 

به این معنی که رویکردهای سیاسی-امنیتی دارای تفوق سازمانی بر رویکردهای اقتصادی هستند.

 

در شرایط کنونی مهمترین اقدامی که دولت می تواند در راستای بهبود معیشت مردم انجام دهد افزایش درآمد، تقویت ارزش پول ملی، کاهش تورم و اشتغال پایدار است و با چابک سازی و کوچک سازی دولت باید هزینه های جاری دولت را کم کنیم و در بخش های مولد سرمایه گذاری کنیم تا بتوان بهبود معیشت مردم را رقم زد.

 

تقویت درآمد واقعی مردم رفاه عمومی را افزایش می دهد.

 

با سرمایه گذاری بیشتر، جذب سرمایه گذاران خارجی، تقویت بخش خصوصی، کاهش ورود دولت به اقتصاد، کاهش هزینه های جاری برخی دستگاه ها و اضافه شدن آن به هزینه های عمرانی می توان درآمد واقعی مردم را افزایش داد.

 

در صورت اختصاص بودجه های جاری به بودجه های عمرانی اشتغالزایی صورت می گیرد و سطح درآمد مردم افزایش می یابد و رشد اقتصادی کشور برای کشور به دنبال خواهد داشت.

 

معتقدیم هزینه های جاری دولت باید به حداقل برسد.

 

اما اینکه آیا طرح های کالابرگ و یارانه و تقویت آنها می تواند در کوتاه مدت برای بهبود زندگی مردم موثر باشد؟

 

باید گفت سازوکار این طرح ها باید تغییر کند. این طرح ها دردی را از مردم دوا نمی کند.

 

باید این کمک ها به جای پرداختن به مسائل روزمره و جاری که در بلند مدت نتیجه خاصی برای مردم نخواهد داشت، صرف سرمایه گذاری و کارهای مولد شود؛ یعنی بودجه ای که قرار است به کالابرگ و یارانه اختصاص دهند باید وارد کارهای مولد شود.

 

این یارانه رقم قابل توجهی نیست. ضمن اینکه نمی گوییم کاملا حذف شود، بلکه بخشی از آن می واند صرف مواردی چون کاهش بیکاری، افزایش درآمد واقعی مردم شود.

 

برای حمایت از مردم به خصوص اقشار ضعیف باید برخی سیاست های اقتصادی مثل یارانه یا کالابرگ و بسته های حمایتی ادامه یابد، زیرا افزایش قیمت کالاها به این اقشار فشار زیادی می آورد اما باید به فکر کاهش تورم و افزایش ارزش پول ملی هم بود.

 

کشورهای دیگری هم بوده اند که تورم زیادی داشته اند، اما توانستند تورم را کنترل کنند، بنابراین مشکل تورم قابل حل بوده و راهکار دارد.

 

برای رسیدن به این هدف ما هم ضمن استفاده از نظرات متخصصان اقتصادی داخلی باید از تجارب سایر کشورها هم بهره ببریم.

 

کارشناسان با مطالعات مقایسه ای تجربه مهار تورم در کشورهای دیگر را بدست آورند.

 

 

«روزنامه اخبار صنعت - 4  اسفند 1403»

   تاریخ ثبت: 1403/12/04     |     |