
مرتضی ادب
اقتصاد دیجیتال به اقتصادی گفته می شود که خلق ارزش در آن بر مبنای فناوری های دیجیتال شکل گرفته و ستون فقرات آن، ارتباطاتی است که به منظور ساخت اکوسیستمی بین مردم، سازمان ها و زیرساخت های فناورانه ایجاد می شود.
طبیعتا با ورود فناوری های دیجیتال موردنظر در حوزه های اقتصادی، میزان سرمایه موجود در اقتصاد تغییر کرده و سهم قابل توجهی از تولید ناخالص داخلی کشورها به این امر اختصاص می یابد.
به منظور بهره برداری از فرصت های اقتصادی ناشی از این فناوری ها، همچنین از میان برداشتن موانع سازگاری با گونه های نوظهور اقتصادی، تدوین سیاست های مناسب و پیروی از آن ها الزامی است با سرعت رشد تکنولوژی، ورود فن آوری های نوین چون هوش مصنوعی، اینترنت اشیاء و بلاکچین و نیز حوزه های مختلف کسب و کار، اقتصاد دیجیتال به بستری برای نوآوری و افزایش بهره وری و کاهش هزینه ها تبدیل شده است.
توسعه اقتصاد دیجیتال مختص کشورهای توسعه یافته و ثروتمند نیست بلکه با ایجاد فرهنگ آمادگی دیجیتال مداوم و پایدار، هر ملتی در دنیا می تواند مسیر خود را به سمت این مسیر بیابد و اقتصاد دیجیتال خاص خود را بسازد.
ساختن اقتصاد دیجیتال با پژوهش آغاز می شود.
هر کشوری با چالش ها، فرصت ها و مسیری که برای دستیابی به این اقتصاد پیش رو دارد، شناخته می شود.
اما برای دستیابی به این هدف حوزه های کلیدی مطرح می شوند که رسیدن به اقتصاد دیجیتال را هموار می کند؛ مانند اشتغالزایی و کاهش بیکاری؛ خلق مستقیم و غیرمستقیم ثروت؛ بالا بردن استانداردهای زندگی، امنیت و ایمنی ملی؛ آموزش عالی و نیروی کار مهارت دیده جدید؛ پایداری و حفاظت از محیط زیست؛ و جذب سرمایه گذاری های خارجی.
در این میان محققان برای بررسی کشورهای مختلف از نظر موفقیت در اقتصاد دیجیتال به بررسی وضعیت فعلی یک کشور، میزان توسعه زیرساخت دیجیتال آن، نیازهای آموزشی و تربیتی، احتمال ایجاد اهداف واقع بینانه و منافعی می پردازند که یک کشور از رسیدن به آن هدف به دست می آورد.
فناوری های نوظهوری که در سال های اخیر توانسته اند سهم بسیار زیادی از اقتصاد دیجیتال دنیا را از آن خود کنند، بیشتر شامل آن دسته از فناوری هایی اند که بیشتر ابعاد زندگی امروز ما را تحت سلطه خود گرفته اند و توانسته اند در تمام ابعاد نفوذ کنند.
بارزترین و با نفوذترین فناوری و عامل توسعه اقتصاد دیجیتال در دنیا، همان فناوری هوش مصنوعی است که چند سالی است بر سر زبان ها افتاده و نرم افزارهای وابسته به هوش مصنوعی که از سوی برترین شرکت های دنیا عرضه شده، کاربران زیادی را به خود جلب کرده است.
هوش مصنوعی از طریق افزایش کارآیی، کاهش هزینه ها و بهبود تصمیم گیری ها می تواند باعث افزایش تولید ناخالص داخلی و رشد اقتصادی شود.
بر اساس اعلام مرکز تحقیقات بانک گلدمن ساکس، استفاده از هوش مصنوعی مولد در حوزه مالی، باعث ارتقای ۷ درصدی تولید ناخالص داخلی به واسطه رشد ۱.۵ درصدی در شاخص بهره وری خواهد شد.
این فناوری در یک دهه گذشته نه تنها ابعاد مختلف زندگی فردی را تغییر داده، بلکه توسعه و تکامل آن با سرعت بسیار زیاد درحوزه های مختلف - از سیاست گرفته تا اقتصاد- تاثیرات شگرفی را برجا گذاشته است.
هوش مصنوعی را می توان به عنوان محرک اصلی فناوری های نوظهور مانند روباتیک و اینترنت اشیا دانست که در آینده نزدیک روی بیشتر مشاغل تاثیر می گذارد.
نظام بانکی هم از این قاعده مستثنی نیست.
بر اساس تحقیقات موسسه بروکینگز، هوش مصنوعی مولد نحوه پردازش اطلاعات، بررسی داده ها و اطلاعاتی را که به اصلاح به تصمیم گیری ما در حوزه های مختلف منجر می شود، دگرگون خواهد کرد.
کلان داده ها و اهمیت تجزیه و تحلیل آنها با استفاده از الگوریتم های هوش مصنوعی به کسب وکارها این امکان را می دهد که حجم وسیعی از داده ها را به بینش های عملی و استراتژی های رقابتی تبدیل کنند.
کسب و کارها از طریق قدرت ابزارهای تحلیلی پیشرفته می توانند روندهای فعلی و آینده بازار را پیش بینی و عملیات خود را بهینه کنند و تجربیات شخصی سازی شده بهتری را به مشتریان ارائه دهند.
«روزنامه ابرار اقتصادی - 26 اسفند 1403»