رکود بازار سرمایه و بی اعتمادی مردم در سایه ناکارآمدی مدیریتی

 

اقتصاد ایران سال هاســت گرفتار نوسانات شــدید و بی ثباتی های ساختاری اســت.

 

 

 

 

 

 

تنگ نظری های ایدئولوژیک و سیاسی که مانع از انتخاب مدیران شایسته در پست های کلان مدیریتی شده، به همراه ضعف سیاست های حمایتی و بی توجهی به تولید، عامل اصلی رکود در بازار سرمایه و سایر بخش های اقتصادی کشور است.

 

این گزارش به بررسی ریشه های این بحران و راهکارهای احتمالی آن می پردازد.

 

 

داستانی از بی ثباتی و نوسان

 

اقتصاد کشــور ما در سه دهه اخیر همواره با نوسانات شدید و بی ثباتی مواجه بوده است؛ موضوعی که نه تنها روند توســعه اقتصادی را کند کرده، بلکه اعتماد مردم و سرمایه گذاران را نیز به شدت کاهش داده اســت.

 

جنگ های منطقه ای، تحریم ها، سیاســت های ناپایدار اقتصادی و ناکارآمدی مدیریتی، همگی در ایجاد این وضعیت نقش داشــته اند.هر بار که دولت ها سیاست های حمایتی برای بازار ســرمایه و تولید در نظــر گرفته اند، ناکارآمدی در اجرا و تغییرات مکرر مدیریتی باعث شــده نتایج دلخواه حاصل نشود.

 

این عدم ثبات به گونه ای است که سرمایه گذاران خرد و کلان به جای مشــارکت در تولید، ترجیح می دهند ســرمایه خود را در بازارهای غیرمولد، دلالی یا حتی خارج از کشور ببرند.

 

 

نقش تنگ نظری های ایدئولوژیک در انتخاب مدیران

 

یکی از اصلی ترین مشکلات ساختاری اقتصاد ایران، تنگ نظری ها و خط کشی های سیاســی و ایدئولوژیک اســت که باعث می شود بهترین و شایســته ترین افراد نتوانند در سمت های مدیریتی کلان فعالیت کنند.

 

این مسئله موجب می شــود تا بخش های اقتصادی حساس کشور تحت مدیریت کســانی قرار گیرد که لزوما تخصص، دانش و تجربه کافی ندارند.

 

انتخاب مدیران به دلایل سیاســی، نه تنها تخصص را قربانی می کند بلکه باعث ناپایداری و تغییرات مکرر مدیریتی می شــود که این خود به بی ثباتی و ناکارآمدی سیاست ها منجر می گردد.

 

در نتیجه، نه تنها سیاســت های کلان اقتصادی در درازمدت تأثیرگذار نیستند، بلکه بازارها به شکل مداوم دچار شوک و افت و خیز می شوند.

 

 

سیاست های پولی و مالی؛ محدودیت ها و چالش ها

 

دولت در ســال های اخیر تلاش کرده با سیاست های پولی و مالی مختلف، بازار سرمایه و تولید را تحریک کند.

 

اما این سیاست ها در شرایطی که ریشه مشکلات ســاختاری اقتصاد حل نشده است، تنها اثرات موقتی و محدود داشته اند.

 

وقتی تولید دچار مشکلات بنیادی باشــد، تزریق نقدینگی یا کاهش نرخ بهــره نمی تواند به تنهایی بازار را به رونق برگرداند.

 

در واقع، سیاســت های اقتصادی زمانی موفق خواهند بود که زیرساخت تولید فعال و سودده باشد.

 

اما در ایران، به دلیل موانع متعــدد از جمله ناکارآمدی مدیریتی، قوانین ناکارآمد، و نبود ثبات در تصمیم گیری ها، تولید به شدت با مشکل مواجه است.

 

 

رکود بازار سرمایه؛ نشانه ای از بحران عمیق تر

 

بازار سرمایه به عنوان یکی از کانال های اصلی هدایت منابع مالی به سمت تولید باید نقش مهمی در اقتصاد ایفا کند.

 

اما زمانی که تولید ناکارآمد باشد و ســرمایه گذاران نتوانند بازدهی منطقی و مطمئن دریافت کنند، طبیعی اســت که بازار ســرمایه دچار رکود شــود.

 

این رکود موجب می شود سرمایه ها به ســمت بازارهای غیرمولد و فعالیت های ســوداگرانه بروند که نه تنها برای اقتصاد کشور مفید نیستند، بلکه می توانند ناپایداری بیشتری ایجاد کنند.

 

در این میان، بی اعتمادی مردم به دولت و بازار سرمایه روزبه روز افزایش می یابد.

 

 

جنگ و تحریم؛ عوامل تشدیدکننده بحران

 

جنگ های منطقه ای و تحریم های اقتصادی علاوه بر ایجاد فشارهای خارجی، موجب تشدید مشکلات داخلی شده اند.

 

نوسانات شدید نرخ ارز، کاهش درآمدهای نفتی و محدودیت در فروش نفت شرایط را برای سیاستگذاران اقتصادی سخت تر کرده است.

 

حتی اگر شرایط سیاسی منطقه بهبود یابد و تحریم ها برداشــته شــوند، به دلیل ساختارهای ناکارآمد داخلی و عدم ثبات مدیریتی، بهبود اقتصادی سریع و پایدار دشوار به نظر می رسد.

 

بسیاری از کارشناسان معتقدند که بحران های اقتصادی در نیمه دوم سال جاری جدی تر خواهند شد.

 

 

راهکارهای بازگرداندن اعتماد و رونق به بازار سرمایه

 

برای خروج از این بحران، اولین گام، رفع موانع تولید اســت.

 

دولت باید به طور جدی و اصولی هزینه های تولید را کاهش دهد، قوانین دست و پاگیر را اصلاح کند، و فضای کسب وکار را به سمت رقابتی و جذاب سوق دهد.

 

انتخاب مدیران شایســته و کارآمد که دیدگاه اقتصادی و تخصص لازم را داشــته باشــند، امری حیاتی اســت.

 

همچنین ایجاد ثبات مدیریتی و کاهش دخالت های سیاســی در امور اقتصادی می تواند به تثبیت سیاســت ها کمک کند.توســعه زیرساخت های مالی، شفافیت در بازار ســرمایه، و افزایش نظارت دقیق بــر فعالیت های اقتصادی نیز از دیگر ضرورت هاســت.

 

بدون این اصلاحات بنیادین، نمی توان انتظار داشت بازار سرمایه به عنوان موتور محرک تولید و رشد اقتصادی عمل کند.

 

 

چشم انداز آینده

 

رکود بازار سرمایه و بی اعتمادی گســترده در اقتصاد ایران، حاصل مجموعه ای از عوامل سیاسی، مدیریتی و ساختاری است که سال ها انباشته شده اند.

 

تنگ نظری های ایدئولوژیک، ناکارآمدی مدیریتی و عــدم توجه کافی به تولید، آســیب های عمیقی بــه اقتصاد وارد کرده اند.

 

اگر دولت و تصمیم گیرندگان کشور بخواهند به طور واقعی اقتصاد را از بحران خارج کنند، باید تغییر رویکرد اساسی در انتخاب مدیران، سیاست گذاری و اولویت های اقتصادی ایجاد کنند.

 

تنها در این صورت است که می توان امید داشــت بازار سرمایه رونق یابد و سرمایه های مردم به جای فرار به سمت بازارهای غیرمولد، به تولید و توسعه کشور هدایت شود.

 

 

«روزنامه اقتصاد ملی - 8 مرداد 1404»

   تاریخ ثبت: 1404/05/08     |     |